می ترسم
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:02
می ترسم انجا در اوج قهقه های مستانه تان همان "عند ربهم یرزقون "تان حتی اندکی هم جای ما خالی نباشد
امان از دل زینب
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 16:19
دلخوش نکن.....
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 16:19
چای روضه
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:50
چای روضه صحبتش از چای معمولی جداستاهل چایی نیستم، این نیتش صرفا شفاستما نمک پرورده این خاندان هستیم و بسهرکسی سائل شود اینجا یقینا پادشاستآرزو یعنی که با چشمان خیسم بنگرم:پنج کیلومتر دیگر تا به شهر کربلاست….
ابو وهب
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:49
یا حسین
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:49
چهاردهم خرداد ماه سالروز رحلت حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:45
دستان تو ابر دارند بر سرمان که می کِشی حاجت از آسمان می باردu200e ا_
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:44
قدرش را بدان
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:44
اولین بار که امام موسی صدر بعد از ازدواج با مصطفی مرا دید، خواست تنها با من صحبت کند. گفت: "غاده! شما می دانید با چه کسی از دواج کرده اید؟ شما با مردی خیلی بزرگ ازدواج کرده اید. خدا به شما بزرگترین چیز عالم را داده، باید قدرش را بدانید."من از حرف آقای صدر تعجب کردم. گفتم: "من قدرش را می دانم."و شروع...
ما آمریکا رو زیر پا میگذاریم ما میتوانیم
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:44
ما آمریکا رو زیر پا میگذاریم ما میتوانیم
یکایک شما دختران.....
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:44
♥گاهی خدا ...♥
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:43
گاهی خدا ...با دستِ تو...دستِ دیگر بندگانش را میگیرد...با زبان تو،گره کار بنده ای را باز میکند...با انفاق تو،گرسنه ای را سیر و عریانی را میپوشاند ...با قدم تو،مشکلی را حل میکند....وقتی دستی را به یاری میگیری...بدان که در آن زمان دستِ دیگر تو،در دست خداست...اجازه دهید کلماتتان …باعث قوت قلب دیگران شو...
این جلسه ... قاسم
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:43
خوارج 2016
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:43
اینکه گفته می شود تاریخ در حال تکرار است را چند وقتی با تمام وجود درک کردمچند وقتی است که در بعضی از شبکه های اجتماعی بحث های در مورد مسائل سیاسی از جمله برجام می بیینمجدیداً بحثی مطرح می شود به این مضمون که هیچ کاری بدون نظر رهبری در کشور انجام نمی شود و برجام هم از این دست مسائل است و هرگونه نقص د...
یڪی یڪی
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:43
یڪی یڪی شهید مےشونــــد ، و باز ، یڪے یڪی جوانہ مےزنـد این شجره ے .. آرے
عرفه
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 14:42
به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی که شدی "ساحل امن من و کشتی نجاتم" باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری تشنه ام؛تشنه ی لبهای عطش ناک فراتم باید احرام ببندم به طواف حرم تو من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم با دعای عرفه دست مرا کاش بگی...