
به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم
باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم
بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی
که شدی "ساحل امن من و کشتی نجاتم"
باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری
تشنه ام؛تشنه ی لبهای عطش ناک فراتم
باید احرام ببندم به طواف حرم تو
من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم
با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری
مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم
با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم
باز گریان تماشای قتیل العبراتم
سرباز سيد علي...
ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: عرفه,عرفها بيا كلمات,عرفة,عرفها بيا,عرفه چیست,عرفه مباشر,عرفه البحر,عرفه ريحان,عرفه الان,عرفه جروب, نویسنده: بازدید: 42